آش ابودردا
این آش به نیت درخواست شفا برای بیماران و یا به عنوان نذری برای سلامتی افراد خانواده در آخرین چهارشنبه ماه صفر پخته می شود.معمولا مراسم رشته بری یعنی درست کردن رشته از خمیر با مراسمی خاص و دعا و استغاثه به درگاه خداوند بوده که همه در آن شرکت می کردند .ضمن آماده کردن رشته گلوله هایی با آدمک های از خمیر می ساختند و به نیت تک تک افراد خانواده در اش می ریختند و پس از پختن از آش خارج کرده و بروی بام می ریختند که خوراک پرندگان شود و یا در اب می ریختند که ماهیان بخورند و این به نیت خارج ساختن بیماری و باقیماندن سلامتی و خوشی بود سپس آش را بین همسایه ها و فقرا تقسیم می کردند و سهمی نیز به خانواده و بیماران مورد نظر می دادند.
(اَبودَرْدا، آش darda] abu ، از as-e منسوب به ابودردا حكيمى عابد از صحابة برجستة حضرت رسول اكرمص.) اين آش را به طور انفرادي يا جمعى، با شركت گروهى از زنان و دختران خانوادههاي خويش و همسايه براي «رفع مرض مزمن» و شفاي درد و بيماري و برآمدن مراد و حاجت مىپزند.
ظاهراً مشابهت دو كلمة «دردا» و «درد» فارسى به معناي رنج و ناخوشى، سبب شده كه ابودردا را پدر دردها و صاحب درد و رنج پندارند و اين آش را به او نسبت دهند. برخى نيز چنين پنداشتهاند كه ابودردا در همة عمر پيوسته رنجور و بيمار بوده است، در صورتى كه كلمة درداء در عربى مؤنث «اَدْرَد»، و يكى از معانى آن «بىدندان» است.
در فرهنگ عامة ايران آش ابودردا را به نامهاي ديگري، مانند آش بيمار، آش امام زينالعابدينع، آش عمودرد يا آش عمودردا، آش سلامتى، آش هَوْدَرْده = هفت درده، يا هَوْدونْگاره = هفت دانگاره: هفت حبوب، آش نذري، بغراي چهارشنبه سوري و آش ابودرده نيز مىنامند.
اطلاق نام زينالعابدين به آش ابودردا به سبب شفا يافتن بيماري حضرت امام زينالعابدينع با خوردن اين آش، و هفت درده ناميدن آن احياناً به سبب خاصيت و تأثيرش در شفادهندگى درد مختلف بوده است.
آش ابودردا را با با آرد و سبزي از دكانهاي رو به قبله تهيه مىكردند.. در روستاهاي خراسان، هر خانوادة روستايى در تهية مقداري از بار و بنشن و گوشت و سبزي و نمك و ادويه و هيزم اجاق، سهمى بر عهده داشت.
زمان پخت: اين آش نذري را در حوزههاي جغرافيايى مختلف ايران معمولاً در يكى از چهارشنبههاي سال، به ويژه چهارشنبه سوري و چهارشنبة آخر ماه صفر مىپختند. مثلاً تهرانيها آن را در چهارشنبة آخر ماه صفر يا چهارشنبة آخر سال، سروستانيها در چهارشنبه سوري و چهارشنبة آخر ماه صفر، خراسانيها در چهارشنبة آخر ماه صفر و نيز مردم تربت حيدريه در يكى از چهارشنبههاي سال مىپختند. در كازرون بر خلاف معمول، آش ابودردا را در ايام سوگواري ماههاي محرم و صفر و شب هنگام، و در افغانستان در سيزدهم ماه صفر مىپختند. گفتنى است كه در برخى از مناطق ايران، مانند اصفهان، ملاير و سروستان فارس، چهارشنبة آخر ماه صفر را نيز چهارشنبه سوري مىنامند.
ساختن آدمك خميري: آدمك يا آدمكهايى شبيه مريض يا شبيه ابودردا و زنش امّ دردا امالدردا زن ابودردا بود مىساختند. در شيراز هر دو آدمك را ابودردا يا عمودردا مىناميدند. سروستانيها آدمك ابودردا را بدقيافه مىساختند و در آش ابودرداي چهارشنبة آخر ماه صفر چهارشنبهسوري مىانداختند و آدمك بغرايچهارشنبهسوري آخر سال را كه لَبُدي محلى مىناميدند، يك مُهر و يك تسبيح خميري به دست چپ و راستش مىدادند. در خراسان شكم آدمكها را با آجيل آش پر مىكردند.
آدمكها را با رشتههايى كه دختر نابالغ از چانة خمير بريده بودند، در آش مىانداختند. به هنگام پختن آش هر زنى كه مرادي داشت، براي برآورده شدن آن، آش را هم مىزد. در سروستان وارسى ديگ آش و محافظت از آدمك ابودردا با دختران دم بخت بود.
پخش آش: وقتى آش پخته مىشد، آدمك يا آدمكهاي خميري را از آن در مىآوردند و هر يك را در كاسهاي چوبى يا سفالىِ نوِ آب نديده، يا هر دو را در يك كاسه با دو قاشق چوبى مىگذاشتند و به آب روان مىسپردند. سروستانيها آدمك بدقيافه را دور مىانداختند، چنانكه از هم بپاشد و لبدي، آدمك بغراي چهارشنبه سوري را به آب روان مىدادند.
ساختن آدمك خميريِ شبيه بيمار يا شبيه ابودردا و ام دردا و انداختن آن به آب روان مبتنى بر اين باور و پنداشت است كه درد و ناخوشى و قضا و بلا را كه به آدمك منتقل شده، به آب بيفكنند و از جان و خانه دور كنند. اين پنداشت بازمانده از پارهاي اعمال جادويى در جامعههاي كهن و ابتدايى است. در مردمشناسى اينگونه اعمال جادويى را اصطلاحاً «جادوي تقليدي» يا «جادوي درمانى به مثل» مىنامند.
در بسياري از جاها، مقداري از آش را به بيمار مىخوراندند و بقيه را كاسهكاسه مىكردند و ميان فقرا، افراد خانواده و همسايگان، و در داراب ميان اقوام و خويشاوندان تقسيم مىكردند. در كازرون رسم بر اين بود كه كاسة خالى آش را ناشسته با مقداري نبات يا گردو و برگ سبز به خانة صاحب نذر بازگردانند. در پخش آش نيز زنان و دختران، يا پسران خردسال و نابالغ شركت داشتند.
خاصيت درمان پنداري: در پنداشت عامة مردم نذر كردن آش ابودردا و پختن و خيرات كردن آن براي صاحب نذر و خورندگان آش، تندرستى، نيرومندي و باروري مىآورد و آمدكار و برآورندة حاجات و نيازهاست. بيماران را شفا مىدهد و بخت بسته را مىگشايد. برخى باور دارند كه هر دردي در هر عضوي از بدن خود داشته باشند، با خوردن همان عضو از آدمك خميري درد آن عضو بدنشان شفا مىيابد.
در خراسان، اگر بيمار با پختن و نذر آش ابودردا شفا مىيافت، هر سال مىبايست خود يا نذر كننده، آش ابودردا را بپزد و پخش كند. آش ابودرداي نذر سلامت نوزاد را تا سال مىپختند و معمولاً در سال اول آش را از خانه بيرون نمىدادند.
.
آش خيراتى كه زردشتيان همه ساله در جشن مِهريزد مهرگان در آتشكدهها مىپزند، شباهت بسياري به رسم پختن آش نذري مسلمانان، ازجمله آشابودردا در زيارتگاهها دارد. زردشتيانروستايشريفآباد يزد اين آش را با ياري يكديگر مىپزند. هر خانوادة روستايى سهمى از بار و بنشن آش، مانند گندم، عدس، لوبيا چيتى و حبوبات ديگر را برعهده مىگيرد.
نقش نمادين: آش نذري ابودردا، مانند خوراكهاي نذري ديگر، در فرهنگ مردم جامعههاي سنتى ايران نقش نمادين و رمزواره، و اهميت فراوانى داشت و هنوز هم كم و بيش دارد. مراسم پختن اين آش پيوسته با مجموعهاي آيينهاي ويژه و شماري نمادها و استعارهها همراه بوده است.
در فرهنگايرانىو در اديانزردشتىو اسلام عددحرمت،و اهميت آيينى و رمزواره دارد و مقدس شمرده مىشود. در بسياري از مناسك و رفتارهاي آيينى ايرانيان، از جمله آيين آش نذري پزان ابودردا، عدد حضور و جلوة حرمتآميز دارد، مانند فراهم كردن آجيل آش از خانه، خريدن سبزي از سبزي فروش، واگذاري كار بريدن رشته از چانة خمير به دخترنابالغ و... . همچنين در مراسمپختن اين آشنذركنندگان به برخى نامها و جايها و چيزها كه آنها را مقدس و مؤثر در امور زندگى مىپندارند، تشبث مىجويند، مانند فراهم كردن آجيل آش از خانه كه در هر خانه زنى به نام «فاطمه» اقامت دارد؛ به كار داشتن «دختران نابالغ» در كار آش پزان؛ خريد برخى از مواد آش از «دكانهاي رو به قبله» و به دست آوردن بار و بنشن از راه «هديه و بخشش» و... .
نامگذاري اين آش و نيز پيوند آن با امام زينالعابدينع، نوعى زمينهسازي روانى - آرمانى براي بهرهمند شدن از فيض نيروهاي قدسى در چارهجويى و مقابله با دشواريها و مصايب و تنگناها در زندگى اجتماعى بوده است. آش ابودردا در اين شكل آرمانى - نمادين، ويژگى مادي خود را از دست مىدهد و به صورت يك فديه يا قربانى در مىآيد و در رساندن نذركنندگان به آمال و آرزوهايشان نقش نمادين و عاطفى مهمى ايفا مىكند.
مآخذ: آشپزباشى، ميرزا علىاكبر، سفرة اطعمه
خوب شما هم اگر نیتی نذری یا خدای نکرده مریضی دارید می توانید از امروز دست به کار شوید معمولا برای پخت نذورات حتما با وضو باشید و حین پخت هم ذکر الهی صلوات و خواندن زیارت عاشورا و..را فراموش نکنید.
این دستور پخت آش رشته که البته می دونم که همه خانمهای ایرانی در این زمینه استادند.
آش رشته:
مواد لازم:لوبیا چیتی نخود ۵/۱ لیوان/عدس ۱ لیوان/روغن ۶.ق/سبزی آش یک و نیم کیلو پاک کرده/رشته اشی ۳۰۰ گرم/کشک جوشانده ۲ لیوان/نعناع خشک ۲.ق.غ/سیر داغ ۴.ق.غ/پیاز ۴ عدد
زردچوبه.نمک فلفل.آرد
ابتدانخود و لوبیارا که خیسانده ایم می پزیم .پیاز ها را خلالی کرده وقتی کاملا طلایی شد کمی زردچوبه زده ۳.ق.غ را برداشته بقیه را برایه رویه نگه می داریم. آب عدسها را خالی کرده با پیاز داغ برداشته شده کمی در قابلمه مورد نظر تفت داده بعد اب و کمی نمک را اضافه کرده اجازه می دهیم عدس بپزد بعد سبزیهای اش را ریخته با نخود و لوبیا.با حرارت ملایم اجازه می دهیم تا جا بیفتدمعمولا رشته ۳۰ دقیقه طول می کشد تا بجوشد می توان یک لیوان از کشک را به داخل آش ریخت بقیه را برای رویش نگهدارید. رشته ها را می ریزیم(برای آش ابودردا حین ریختن رشته ادمکها را هم می ریزند) هر از گاهی هم زده تا رشته ها به هم نچسبیده و ته نگیرد ۲۰ دقیقه بعد فلفل را با کمی زردچوبه ر یخته نمکش را تست کرده اگر آش خیلی رقیق بود یک قاشق آرد را با کمی آب سرد حل و به آش می ریزیم یک قاشق نعناع خشک رو روی آش پاشیده و اجازه می دهیم دم بکشد .بعد زیرش را خاموش کرده البته حین پخت هر کسی نیتی داشت می تواند هم بزند. بعد در ظرف کشیده و رویش را باسیر داغ و نعناع داغ و پیاز داغ تزئین کرده البته آدمکها را قبلا درآورده.

البته لازم نیست به مقدار زیاد بپزید همین که چند کاسه به همسایه ها دادید کفایت می کند.
بسم الله الرحمن الرحیم