وارد عطاری که شدم یه مغازه خیلی شلوغ بود از بیرون هم مشخص نبود که یه عطاریه.مغازه ای که همه چی توش بود و فله ای یه آقای مسنی بود به خانم می گفت هیچ وقت توی بیرون حموم خودتون رو خشک نکنید هم خودت و هم بچه هات همیشه توی حموم خودتون رو خشک و لباس بپوشید خانم با ناراحتی گفت :مگه توی حمامهای کوچک جا هست؟آقا با ناراحتی و سرش رو با تائید تکان داد که چاره ای نیست و دوباره روی حرفش تاکید کرد.با خودم گفتم این هم از تحفه زندگی آپارتمان نشینی و غربی و حوله های تن پوش که مردم رو اجبار می کنه تا  نادانسته اطاعت کنند اما پشت پرده چی بر سر این بدن نحیف ما میاد.توی اون چند دقیقه ای که بودم چقدر بیمار به ایشون مراجعه کردند یا تلفنی و ایشون چقدر دقیق جواب می دادند و برای تلفنی ها اصرار می کردند که تا خود فرد نیاد و نبینم  نمی تونم دارو بدم.

از اونجا که بیرون اومدم با خودم فکر می کردم این جواهرات خاموش و این همه تجربه که نه شاگردی نه نه کسی در کنارش  که تجربیاتش را در اختیار وی بگذارد بعد از چند صباحی فراموش شده و درب این عطاری هم تخته خواهد شد  و جاش رو  به عطاریهای لوکس و افراد جوان بی تجربه می ده که جز داروهای لاغری و یا...(خودتون بهتر می دونید) خواهد داد.

از قضا قرار بود بریم برای دخترا حوله بخرم برق.لامع حراجی داشت حوله هاشون کوچک شده بود. جای پارک نبود قرار شد من و دخترا بریم و ببینیم چه خبره؟یکی رو پسند کردم با طرح گلدار و رنگ قرمز.می پرسم ببخشید قیمتش؟فروشنده می گه ۲۷۰ و شروع می کنه به توضیح دادن .و من هنوز توی شوک بودم منظورش ۲۷۰ کدش بود چی بود قیمتش بود و فقط شنیدم می گفت از الیاف طبیعی و ضد حساسیت.به حوله های ساده اش که سایز دینا بود می رسم قیمت اونا رو هم می پرسم .جواب می ده برای این کوچولو می خواستید و من می گم هم این و هم اون دخترم.می گه آخه شما سایز خودتون رو نشون دادید و خطاب به دریا می گه  این که توش گم می شه .برای ایشون ۱۸۰ درمیاد. ومن سریع از مغازه خارج می شم.هنوز توی فکر قیمت بودم.آقای همسر می گن چی شد و من قیمت رو که گفتم و می گم نمی دونم چی گفت.دریا می گه گفت از پوست بامبو بود و...

بعد با خودم فکر می کنم مگه دیگه قرار نیست من هم با بچه هام توی حموم خودمون رو خشک و اونجا لباس بپوشیم پس دیگه احتیاجی به این حوله ها نیست.

اما یکی بیاد دریای من رو هم قانع کنه.


این زردک هست من که توی عمرم ندیده بودم فقط توی کتابهای قدیمی  اسمش رو شنیده بودم:

 و یاد حرفهای اون روز دکتر...افتادم که در مورد خاصیت کاسنی می گفت و مردم پیاپی می پرسیدند کاسنی چیه و چه شکلیه؟و ایشون در جواب گفتند اگه بعد از مدتی مردم از ما بپرسند نعناع یا نبات چیه نباید تعجب کنیم این اتفاقات اخیر  و بیر حمی ها در مورد طب کشورمان چی بر سر مردم آورد همه چی دیگه داره از حافظه ها پاک می شه.

 اخیرا پزشکان می گن زردک بهتر است از هویج فرنگی پارسال که اصلا پیدا نکردم اما مسال خوشبختانه به وفور یافت می شه. هم ابش از هویج های فرنگی بیشتره و هم خوشمزه تر هم هست  و من خودم سعی می کنم اگه گیر اوردم همیشه به جای هویج زردک بخرم.

این خورشتش که همون خورشت هویج خودمون هست و من چون قبلا گذاشتم فقط یه توضیح مختصری می دم.

گوشت گوشفندی رو می پزیم به هر نحوی خودتان دوست دارید.فقط رب و آبلیمو هم داشته باشه.در اخر یک استکان از سسش باید بمونه.

آلوها رو هم چند ساعتی که خیس کرده و شستید با کمی آب و روغن می پزیم.

زردک ها را پوست کرده و خلالی می کنیم در کمی روغن کمی تفت داده بعد کمی اب  و یک قاشق .چ شکر  و کمی زعفران یا آب گوشت بدون رب و آبلیمو  را می ریزیم و دربش را گذاشته با حرارت کم می پزیم.آبش را که کشید .

توی ظرفمان همه مواد را  کشیده و نوش جان نمایید.

پیشنهاد می کنم بپزید خیلی خوشمزه می شه این زردک .