اين نوشته دررابطه با پست قبليمه  اونم به خاطر دوستاي گلي كه فكر كردند من ناراحت شدم و . از اين حرفا بايد بگم من بيدي نيستم كه با اين ....  مطالبي رو مي گم اما نمي دونم از كجا شروع كنم فقط اينو مي دونم از موقعي كه وارد جامعه شدم يه جورايي نسبت بهش دل چركين شدم از دانشگاه گرفته و نمره هايي كه با رابطه ردو بدل مي شدند و بعدش محيط كار كه مشغول شدم.با وجود اسم دهن پركني كه داشت اما يه طبل تو خالي.. از روز اول اصلا براشون مهم نبود كه يه نيروي كارشناسي ارشد وارد شده و ...فقط مثل اردوگاهاي كار بايد سرويس مي دادي بدون هيچ مزايايي با حقوقي كه با مدرك كارشناسي يكي بود + ....صحنه هايي مي ديدم كه اصلا باب طبعم و يا بهتره بگم درخور شان خيلي ها نبود همه ادعاها بر اين بنا بود كه ما ... اما من هميشه سكوت كردم و كار (اين نجابتم همه رو كشته )بالاخره بعد تولد دخترم يه جورايي توفيق اجباري شد تا بازم از اين دنياي ناخالصي ها دل بكنم و گوشه نشيني و عزلت را براي خودم رقم بزنم. با دنياي نت خيلي وقت بود انس گرفته بودم اما داشتن يه وبلاگ رو هنوز در توان خودم نمي ديدم .روي آوردم به وبلاگ نويسي اون هم اول بچه ها بعد آشپزي. يه جورايي دوست دارم كه بخيل نشوم و كريم شم .روزگار كار/ منو به اندازه كافي  خورد كرده بود و به قول معروف اونجا كه  في سبيل الله كار مي كردم بدون هيچ ادعايي/ گفتم الان هم فرصت غنيمت است خدمت خدمت است حالا رودررو يا نامريي..كارمند خدا بودن بهتره تا كارمند..../

(حالا در عجبم اينجا كه نه از حقوق اضافي و پاداش و پست هاي عالي خبري نيست اينجا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟)

 دوستان خيلي خوبي هم پيدا كردم و خيلي چيزها ازشون ياد گرفتم و با اينكه نديدمشون اما هميشه احساس مثبتي بهشون دارم. و اگه يه موقعي خبري ازشون نبود احساس دلتنگي مي كنم  و شايد تو دنياي واقعي شانس آشنايي با اين افراد رو هيچگاه  نداشتم). 

اما اينجا هم بازم ناخالصي داشت نه اينكه من خودم به شخصه خيلي پاكم ن-------ه .اصلا هميشه دوست دارم اينجا تصفيه حساب شم  نه اونجا كه اونجا بهاش سنگين تره. يا   مثل خيلي ها با يه حلالم كن همه چيز رو ختم به خير كنم .دوست دارم نگاهم بلند بشه اگه اون پست رو گذاشتم خدا شاهده قصدم خرد كردن شخصيت كسي  يا زير سوال بردن بنده اي  از بندگان عزيز خدا نيست .من كه پل صراط نيستم  ببخشم يا نبخشم  / اما مي دونم اين رو هم ياد گرفتم نبايد بشيني و اجازه بدي هر كاري رو هركي خواست بكنه .بعضي هامون خيلي حرفهاي خوب ميزنيم و خيلي عميق و بقيه رو از بالا نگاه مي كنيم خيلي چيزها رو مي خونيم  اما نمي فهميم  زنگ عمل كه مي شه ....حالا حق الناس فقط از ديوار كسي بالا نرفتن نيست ..مي گن چرك دنيا خيلي جديه چون بايد روزي 20 بار به ياد مرگ باشيد( كه ياد مرگ آنتي بيوتيكش است).فقط لباس احرام پوشيدن و طواف كردن و فكر كردن كه چون من بهترين بودم پس دعوت شدم نيست حاجي كسي ديگرو طواف مقوله اي ديگر است.اسماعيل درون هر كسي فرق مي كنه يكي جمال، يكي رياست ،يكي عزت نفس و ....اگه اين اسماعيل خودمون رو نكشيم پس حجي صورت نگرفته است. 

اگه مي ديدم كسي دزدي مي كنه يا كار ..خلاف و قاچاق مي كنه  عقيده ام بر اين بود كه به خاطر تبعيض جامعه است اگر شرايط به گونه اي ديگر بود محال بود كسي دست به اين كارها بزند . اما بعدها فهميدم اون چيزي كه ما انسانها بيشتر از هر چيزي نياز داريم عزت نفس است .

درسته كه اين روزا خيلي چيزا فرق كرده و به قول معروف اين روزا از بقال سر كوچه گرفته تا مامان  بزرگاي خونه هم عوض شدند. ديگه كسي پروازي به اين دنيا نگاه نمي كنه.همه و همه  داريم  مي دويم كجا نمي دونم.

انگار قرار نیست هیچگاه سوت پاياني زندگي دنيا رو بزنند .

بزودي با طرز تهيه كيك طلايي پيشتون ميام.

ياحق